هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
187
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
آين [ ه ] هاى بزرگ و فروش گرانبها [ ى ] مرتب داشت . از اسكلهء « باتوم » سوار او شده بوديم . براى حمل در اين « واپور » ، نفرى از « باتوم » الى « اسلامبول » در عرشه ، كه « كويرتى » مىنامند ، 5 « منات » و 15 « قپك » و قمرهء اولى 3 « ليراى عثمانى » مىگرفتند ؛ ولى معمولى دولتى 150 قروش صاغ « 1 » است . بعضى از واپورها ، از « باتوم » تا به « جدّه » به مسافرين بليت داده ، يكسره مىبرند و قيمت اين جور بليت 44 « منات » « 2 » است ، لكن اين قسم رفتار ، صدمهء كلى بر وجود شخص مىرساند . بهتر آن است كه در هر اسكلهء معظمى تجديد واپور نمايد ، كه چند روزى از رنج دريا و زحمت حركت آرامى يابد . روز چهارشنبه ، بيست و دوّم رمضان 1296 « 3 » [ ه . ق . ] امروز ، كه روز حركت واپور « وستا » بود ، بعد از ظهر به واپور حمل و نقل كرده ، بعد از غروب آفتاب به راه افتاديم . كشتى در همهجا رو به مغرب [ و ] نزديك به ساحل سير مىكرد . در اين كشتى ، غير از حجّاج « تبريز » و جمعى قليل از « عثمانى » و « مسيحى » ، كسى ديگر نبود . حسن اين واپور اين است كه در بندرات زياد معطل نمىشود . عمل [ ه ] جات بسيار مؤدّب و معقول و قاعدهدانى داشت و جمعيّت زيادى هم در آنجا راه نداده بودند كه بر حجّاج سخت بگذرد . [ ترابوزان ] بعد از 2 روز به محاذى شهر « ترابوزان » رسيده ، واپور به جهت دخول و خروج مسافرين و حملونقل بار تجارتى لنگر انداخته ، از صبح تا عصر ايستاد . مقرّب الخاقان « ميرزا محمود خان » ، قونسول « ترابوزان » ، به موجب اعلان تلگرافى ، بعد از وصول به لنگرگاه ، با قايقى كه حامل بيرق شير و خورشيد بود . به واپور آمد . بعد از ملاقات و تقديم مراسم اخلاص ، جناب « آقا » را با همراهان به شهر برده ، تا ساعتى چند استراحت فرمايند .
--> ( 1 ) . صاغ ( Saq ) واژهاى است تركى بهمعناى خوب و سالم . ( النقود العربيه ، 179 ) ( 2 ) . در اصل : مناط ( 3 ) . در اصل : 1299 كه اشتباه است .